ديگر از هر چه هست بيزارم مثل ابر بهار مي بارم برو اي آن كه بعد ديدارت گره افتاده در همه كارم پدرم با نگاه خود مي گفت لايق لاي جرز ديوارم مادرم مدتيست مي گريد چون گمان مي كند كه تب دارم ديگر اين روزها خودم دارد باورم مي شود كه بيمارم يك نفر گفت خوب خواهم شد به فراموشي ات كه بسپارم گفتم اي عشق اگر بعد ازين بدهي مثل قبل آزارم به تمامي حرمتت سوگند روي قلبت گلوله مي كارم به تو هر چند سخت مديونم به خودم بيشتر بدهكارم هر چه بر من گذشت حقم بود من ازين بيشتر سزاوارم
به تو هر چند سخت مديونم به خودم بيشتر بدهكارم هر چه بر من گذشت حقم بود من ازين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم

















پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
وا نیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور
چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر
کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت
عطار نیشابوری
wen ihr auf (Switch To fullscreen mode) klikt dan
(habt ihr ein größes bild (vollbild
♥Wenn es dir gut geht...melde dich! ♥
♥Wenn du einsam bist...melde dich! ♥
♥Wenn du reden möchtest...melde dich! ♥
♥Wenn dir langweilig ist...melde dich! ♥
♥Wenn du ein Freund brauchst...melde dich! ♥
♥Wenn du nicht weiter weißt...melde dich! ♥
♥Wenn du Hilfe brauchst...melde dich! ♥
♥Egal was du hast...melde dich, ich bin immer für dich da!♥
مرهم بزار ،با حرفات ، رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م می خندی
کاش مشد بیایی و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار دل ، نباشی ، تمومه عزیزم
so fühlt sich freundschaft an
wie die sterne in der nacht,
wie der wind mit seiner macht,
wie des vogels schöner klang,
wie dein lieblicher gesang,
so fühlt sich freundschaft an,
stark aber doch schön,
du kannst doch nicht einfach gehn
مهم نیست فرداکجامیری… (مهم اینه که هرجاباشی دوستت دارم)
مهم نیست تا ابد باهم باشیم (مهم اینه که تاابددوستت دارم)
مهم نیست قسمت چیه (مهم اینه که قسمت شد دوستت دارم
اما اگر حرفاشون از ته دل باشه،
میتونه بزرگترین ادمها رو بسازه
. گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم
. گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم
. گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري
. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم
. گفتم اگه تو بري با يكي ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم
. گفتي ......... گفتم .........
حالا فكر كردي فرق ما ايناست ؟
فرق ما اينه كه تــــو دروغ مي گفتي ؟ مـــــن راستشو مي گفتم!
میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش...
میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش...
میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش...
چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟
تو اگر پر شکنی شهپر شاهین بشکن
به نظر من این یعنی :
شکستن دل آدم ها رو هنر ندون ،
اگه تونستی غرور خودت رو بشکنی اون روز افتخار کن !!
"Schenk Mir Dein Herz Voller Liebe,
Und Leidenschaft, Lass Uns Lieben,
Lieben Lernen Aneinander Vertrauen Schenken,
Uns Lieben Wie Im Guten Oder Im Schlechten Schicksal,
Aneinnader Die Hände Reichen Und Nie Mehr Los Lassen, Sei Mein
Engel Lebe Mit Mir Sterbe Mit Mir,Aber Gehe Nie,
Niemals Ohne Mich In Den Himmel,
Doch Wenn Es So Geschehen Sollte,
Dann Warte Ich Noch Ein Leben Lang,
Nur Um Dich Zu S"
تو همون بودی که من خوابشو دیدم
تو همونی که می خوام براش بمیرم
تو همون فرشته ای از جنس آدم
تو واسم نشونه از خدای عالم
تو همونی که تو خنده هام شریکی
توی درد و قصه هام بازم طبیبی
تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود
تو یک قطره از خدایی
تو همون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم
از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم
تو واسم دنیای عشقی
تو تموم لحظه ها می
تازه می شه روح و جونم وقتی که تو پا به پا می
از خدا می خوام همیشه که کنار تو بمونم
شمع باش پروانه می شم تا کنار تو بسوزم
وقتی چشمات گریه می کرد آرزوم بود که بمیرم
کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم
تو یک قطره از خدایی
سهم اون کس بیشتره که میشه خراب عشق
سوختن و فریاد زدن اینه رمز و راز عشق
وقت از خود مردنه لحظه آغاز عشق
واسه این صدای نی موندنی ترین شده
که به لطف زخم عشق حنجرش خونی شده
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اون کس بیشتره که میشه خراب عشق
سهم من گلوی زخمیه منه
یه صدا واسه همیشه موندنه
کوله باره سهم من رو شونمه
کوله باری که پر از شکستنه
گرمی می عشق و تکرار می کنه
ناله نی عشق و فریاد می زنه
گرییه مستی و زجه های نی
همه جوهره تمامه شعرای منه
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اون کس بیشتره که شده خراب عشق
قیمتی ترین عذاب درد عشق
غم ناب و شعره ناب درد عشق
نطفه همه غزل های عزیز
جوشش روحه شراب درد عشق
ذات هرقطره قیمتیه اشک
سهم این دل خراب درد عشق
زندگی کتاب شعره لحظه هاست
بهترین شعر کتاب درد عشق
همه ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اون کس بیشتره که شده خراب عشق
من دلی دیوونه دارم که زبون سرش نمیشه
هرچی میگم عشق دروغه ولی باورش نمیشه
آه و ناله شده کارم اشک بیهوده میـبارم
دل ساده شده عاشق چه کنم چاره ندام
عاقبت به دام عشق من گرفتار شدم
با غم و رنج و بلا روز و شب یار شدمای خدا من با دلم چه کار کنم
کجا از دستش آخه فرار کنم
نه میشه از سینه بیرونش کنم
نه دوایی تا که درمونش کنم
بهتره که بسوزه تا دیگه عاشق نشه
واسه من این بی زبون آیینه ی دق نشه
عاقبت به دام عشق من گرفتار شدم
با غم و رنج و بلا روز و شب یار شدم
عاقبت به دام عشق من گرفتار شدم
با غم و رنج و بلا روز و شب یار شدم
مگه توی این زمونه هردلی که مهربونه
باید از غصه بمیره یا همش تنها بمونه
تا لبش وا کرد و خندید دل من تو سینه لرزید
وقتی که از من جدا شد مگه از خدا نترسید
الهی خونش خراب شه هر دو چشمونش پر آب شه
روز خوش هرگز نبینه قسمتش رنج و عذاب شهدل خوش باور من اسیره بخت بده
روی پیشونیم روزگار مهر بدبختی زده
قلب مهربونم و عاقبت شکست و رفت
توی این شهر غریب دل به من نبست و رفت
الهی خونش خراب شه هر دو چشمونش پر آب شه
روز خوش هرگز نبینه قسمتش رنج و عذاب شه
الهی خونش خراب شه هر دو چشمونش پر آب شه
روز خوش هرگز نبینه قسمتش رنج و عذاب شه
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.
وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.
- Es ist ja schon, dass man nicht mehr nur winken kann,
- manchmal hat man keine Zeit zu mailen,
- da kann man einem Freund schnell ein Kuss oder eine Umarmung schicken ,
- um zu zeigen, dass man ihn nicht vergessen hat.
- چه شامها كه چراغم فروغ ماه تو بود
- پناهگاهم شبم گيسوي سياه تو بود
- اگر به عشق تو ديوانگي گناه منست
- ز من رميدن و بيگانگي گناه تو بود
- دلم به مهر تو يكدم غم زمانه نداشت
- كه اين پرنده ي خوش نغمه در پناه تو بود
- عنايتي كه دلم را هميشه خوش مي داشت
- اگر نهان نكني لطف گاهگاه تو بود
- بلور اشك به چشمم شكست
- وقت وداع كه اولين غم من آخرين نگاه تو بود
تاحالا کسی اينا رو به فارسی ساخته؟
من اوليشم!
فقط هم به خاطر تو.
و می خواستم بهت بگم که هنوز هم ...
**
**
* * * * *
* * * * * * * * *
* * * * * * * * * *
**** ***** **** * * *** ***
*
***
*
*
** * * *
* * * * *
* * * * * *
**** * * ***
* *
* ***
- حالا او رفته، و من:
- تمام چيزهايی را که نگفتم ميشنوم...
- او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم.
- نگفتم: اگر تو نباشی، زندگی ام بی معنی خواهد بود...
- فکر میکردم از تمام آن بازیها خلاص خواهم شد...
- اما حالا تنها کاری که میکنم:
- گوش دادن به تمام آن چیزهایی است که نگفتم!
- نگفتم: بارانی ات را در آر، قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم...
- نگفتم: جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست...
- گفتم: خدا نگهدار ، موفق باشی، خدا به همراهت...
- او رفت و مرا تنها گذاشت،
- تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم...
-
اگر روزی من مردم و تو مرا دوست داشتي٬
-
هر پنجشنبه به مزارم بيا;
-
گل سرخی بر روی قبرم بگذار;
-
تا هميشه آن گل سرخ را که به تو داده بودم به خاطر بياورم...
-
ولی
-
اگر تو مردی من فقط يک بار بر مزارت می آيم و آن دسته گل سفيد مريم را٬
-
که با خون خود سرخ خواهم کرد را برايت هديه می کنم;
-
و عاشقانه در کنارت جان می سپارم;
-
تا بدانی هيچ وقت تنها نيستي...










